اولین پست!

"کارلیتوس : دلم برایت می سوزد.از این به بعد همه ی زندگیت را با روزنامه نگاری سر میکنی.گوش کن ,جلوتر بیا تا کسی صدایم را نشنود.میخواهم راز بزرگی را به ات بگویم.

شعر بزرگترین چیزیست که وجود دارد زاوالیتا."

(گفتگو در کاتدرال/ماریو بارگاس یوسا)

خب نوشتن پست اول یه کم سخته.فکرکنم همون جمله های بالا کافی باشه و فقط این که دوستانی که شعر پایینو میخونن لطف کنن نقد کنند

 

این بار تو هم که باور نکنی

برای ماهی هایم رودخانه کم آورده ام

حالا موهایم هرسال 4سانت بلندتر میشود

و شهر       که کـــــــــــــــــــــــــــش می آید روی رودخانه هامان

و شهر      که می پاشد به لباس تو

و شهر

که باید برگردی

رودها را از جیب هامان روی میز بریزیم

و ماهی ها با دهان نیمه بازشان

پانتومیم اوتوپیا بیایند...

.

.

این باراما موهایم را از آب بیرون بکش

آنقدر بلند شده اند که شهر را دور بزنند

و محکم تر

دور گردنم بپیچند.

/ 20 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی کریمی کلایه

سلام دوست ممنون از دعوتت شعر خیلی خوبی بود مرسی در ضمن با احترام لینک شدی خوشحال می شم متقابل باشه

ارمین رادمهر

عرض سلام شما را دعوت میکنم شاید بهانه ای شود برای پیدایش دوستی جدید [گل]

ابوذر

سلام گیتا من از نقد زیاد سر در نمیارم در شعر مشکل پسندم ولی اینو خیلی پسندیدم فکر کنم یه ذره تحت تاثیر حال و هوای شعری سید علی صالحی باشی اینطور نیست؟

زهرا رجایی

مرسی گیتای عزیز هر دو پست رو خوندم شعرت خوب بود و از عاطفه ی خوبی برخوردار بود... فقط فکر می کنم اون «کم آورده ام» باشه، اینطور نیس؟ یعنی منظورم اینه که به صورت ماضی نقلی باشه، نه ساده. من لینکت کردم خوشحال میشم تو هم منو لینک کنی راستی شعرهای بیشتری بذار و ملت رو دعوت کنن بیان بخونن و نقد کنن... از 8 اسفند پارسال تا حالا نباید اینجا انقدر سوت و کور باشه که! راستی «گیتا» یعنی چی؟ گیتی رو میدونم! گیتا هم یعنی گیتی؟؟

زهرا رجایی

عزیزم توی همین دنیای مجازی هم آدمایی که شعرت رو بادقت می خونن و نظر و نقدشون رو صمیمانه ولی بی تعارف میگن هنوز پیدا میشن... یکی ش خود من! پس پرکار باش... [لبخند][گل]

ژویا

سلام .از نوشته هایتان بهره بردم . من وب ندام اما وب استاد مو معرفی میکنم http://blog.ygoodarzi.com