• آینه به آینه صورتم شکل طبیعی خودش را از دست داده میم...دوست داشتنت صورتم را غلیظ تر کرده..چشم هایم را گودرفته تر...گوشم را گذاشتم به جاده و هر اتوبوس میتواند لباسم را عوض کند...
    این زرد ادامه دار، مربوط به دست های تو نیست...این ماهیت وجب به وجب دوری ست.ماهیت نبوسیدن در روزهاییست که از انقلاب تا پشت در خوابگاهم را خون گرفته... چرا سردرد، در این روزهای بی شناسنامه و بی تاریخ،تاکسی به تاکسی دنبالم میکند؟چرا این کابوس تکراری سه ساله تختش را عوض نمیکند؟ چرا هر لباسی را از چوب بیرون میکشم لکه ی خون دارد،میم؟
/ 1 نظر / 146 بازدید
سيستم وبلاگدهي جديد لاين بلاگ

يه سيستم فوق العاده حرفه اي براي وبلاگ نويسان کاملا رايگان ايندکس بسيار بسيار سريع در گوگل و ياهو ثبت رايگان وبلاگ شما در هزاران دايرکتوري سايت هاي ايراني و خارجي همين حالا وبلاگتون رو در لاين بلاگ بسازيد www.lineblog.ir