نامه به مصرعی که دوستش داشتی/م

به نام خدا

قرار گذاشتی ننویسم.

ننویسم از رفت و آمد آدمها در کفشهایشان ,از اتاق های پرو که بوسه گاهمان شده بود و لباس های حراجی که سینه هایم را فشار می دادند.ننویسم از خونی که زیر پاهایمان جاری بود و اتوبوس هایی که به ناممان نبود, به نام دولت بود ,به نام پدرت, پدرم که نگذاشت لبهایم را یک بار تر کنم برای بوسه ای که تو سالهای بعد می فرستادی.

می فرستادی با اتوبوس های گازوئیلی به سمت من که مسافرم, که شهرم مسافر بوده و هر پله ای که پا گذاشتم را مسافر کردم...

ننویسم از خودکارت در جیب من, از جیب من به لای کتابها ,از کتابها به نام و نام خانوادگی, به درهای بسته ی سفارت, درهای بسته ی دانشگاه, در های بسته ی خانه و.به در های باز گورستان ها

ننویسم از گربه های شهر که آواره تر از ما نبودند و خوشبختیشان شهرداری بود و عقیم شدن ناخواسته. قرص های ناخواسته و دلشوره های جنین هایی که تو به تنهایی به دنیا می آوردی و به موهای کوتاه من اعتراض می کردی.

ننویسم از هراز که تو دوبار رفتی و من سی سالکابوسش را در عدد های مختلف سرعت میدیدم.

ننویسم از موهایم که ایستگاه به ایستگاه می رفت.تجریش, هفت تیر, انقلاب و تو هر بار آرزوی خاموشی چراغ ها را می کردی در تونل که داغ بوسه هارا بر لب هایمان گذاشت.

گیتا-خرداد 93

/ 7 نظر / 17 بازدید
محمدرضا شیخ حسنی

ننویسم از موهایم که ایستگاه به ایستگاه می رفت.تجریش, هفت تیر, انقلاب و تو هر بار آرزوی خاموشی چراغ ها را می کردی در تونل که داغ بوسه هارا بر لب هایمان گذاشت

ایگونا

بنویس از دندانهای کوکی و سرهای کوکی و پاهای کوکی و سرزمینهای بی قانون...

موسی ماهینی

سلام رفیق واقعا اگه تمامِ سرمایه ی خواستنِ و آرزو کردنِ این جور متون - حالا چه شعر ، چه دستنوشته و حتی بیانیه ، قطعنامه یا چه می دانم اساسنامه - اینه که عطش بوسه ها و خودارضایی ها و چه می دانم هرچیزِ فرومایه ی مربوط به نقاط فوقانی و تحتانی کمرگاه انسانی ، فروکش کنه خب من اینو جدی میگم که اگه نوبت رو رعایت کنید میشه مجوز سکس رو توی همین دولت و همین ایستگاههایی که اسمشون رو آوردی گرفت . به راستی چی باعث میشه که هر خیزش مردمی یا هر انگیزشِ انسایی ارتباط مستقیمی پیدا می کنه با لخت شدن و لخت کردن و پریود شدن و خودارضایی کردن؟! نگاه کن ! دائم شدن نگاه کن! دائم کردن ... باورش سخته اما امثال شما ثابت کردن که از هر خونِ ساده یی که روی سنگفرش خیابون ریخته میشه ، میشه یه دستآویز ساخت واسه سکس ... ! بیا منو بخون جوون عجیب چیزهایی نوشتم که عن قریب تو اند ...

ناصر دهقانی

با عرض سلام و وقت بخیر شما رو با احترام ب خوانش شعرهام و نقدشون دعوت میکنم خوشحال میشم از نظر ونقدتون بهره ببرم

شاعرانه

انسان پدیده ای غریب است: به فتح هیمالیا می رود، به کشف اقیانوس آرام دست میابد، به ماه و مریخ سفر می کند، تنها یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند و آن دنیای درونی وجود خود است . . . سلام با یه مطلب از نوشته های خودم بروزم ممنون

گیسوی کلام

سلام دوست من برایت ارمغانی دارم برگ تا خورده ی دل برگی از دفتر یک عمر، طلوع خاطراتی پر پرواز نگاه ،تا سر عشق ونبرد چشمی با راه انتظاری که پر از حادثه است