جیغ شترمرغ ها
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

به محدثه

نه به خاطر کتاب ها که گور پدر همه ی شان.به خاطر خواب هایی که خفه مان می کرد محدثه

تنها فرقش با الان این بود که فکر می کردیم خوشبختیم که خواب هایمان از تیرباران شروع می شود

محدثه  این سینه های چروک آدم را گریه نمی اندازد.فقظ ارجاعمان میدهد به پوست.همین باقت کشیده شده ی بی رنگ که آدم را در سکس و سرود هم رها نمی کند.گفتم پوست چون نقطه ی عطف استفراغ هایت است و حالا که می خواهی بک کنفرانس بزرگ من باب ناتوانی سینه ها برگزار کنی داری نوی دستشویی خانه ات بالا می اوری

حالا هی بروم و بیایم و بگویم استفراغ چیز قشنگیست,خودم که دروغ هایم را باور نکردم.تو می خواهی باور کنی محدثه؟باور کنی که پارچه ها بافت مهربان شهرند؟

باور کنی خوشبختی حالا که داری گم می شوی میان قواره ها و متر ها و دامن ها؟

اصلا اشتباه برمیگشت به جایی که شروع کردیم آزمون و خطا برای خوشبختی

و حالا که نامه مینویسم هم اشتباه می کنم بغلت نمی کنم برای گریه ای که خشک شده و سینه ای که خشک تر برای...خوشبختی

پاییز93

[ ۱۳٩۳/۱٠/۱٠ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ گیتا شمسی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

گوشه ی همین شهر لعنتی,من و دوستم ادبیات.
صفحات دیگر
امکانات وب

  • قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس